نظر علي الطالقاني
199
كاشف الأسرار ( فارسى )
او را شخص با احاطه و عريض دانند و به رطب و يابس عمر خود و ديگران را تلف كند و به اين فخر نمايد و مردم نيز از براى او شأنى قرار دهند . و از براى رفع اين مرض بود كه معصوم ( ع ) گذشت به حلقهاى كه يكى را در ميان گرفته بودند و عرض كردند كه عالم به وقايع و انساب است . فرمود : هذا علم لا يضرّ من جهله و لا ينفع من علمه 218 ( الحديث ) : اين علمى است كه هر كه نداند ضرر ندارد و هر كه داند نفع ندارد . و بسيارى از بطالتها از راه زبان است كه چون مردم دور همنشينند صحبت از ولايتها و شهرها و سرگذشتها در ميان آيد و هنوز اين تمام نكرده آن شروع كنند و اگر مىخواستند ساعتى بنشينند ، ساعتها بگذرد و به مضمون الكلام يجرّ الكلام به دور و تسلسل افتد و چون برخيزند هر كدام كه شعور دارند خود را ملامت كنند . و لذا باقر ( ع ) فرمود : انّ شيعتنا الخرس : 219 شيعيان ما لالند ، يعنى كم سخنند . و امير ( ع ) گذشت به كسى كه سخن بىفائده مىگفت ، فرمود : يا هذا انّك تملى على حافظيك كتابا الى ربّك فتكلّم بما يعنيك و دع ما لا يعنيك : 220 اى مرد املاء مىكنى به دو ملك موكل خود كتابى به سوى پروردگار خود ، پس سخنى بگو كه تو را فائده دهد و رها كن آنچه تو را فائده ندهد . و اين اشاره است ظاهرا به آيهء شريفهء ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ 221 كه در ( ق ) است . چه خوب فرمود خاتم ( ص ) : طوبى لمن امسك الفضل من لسانه و انفق الفضل من ماله : 222 خوشا حال كسى كه نگه مىدارد زيادتى زبان خود را و انفاق مىكند زيادتى مال خود را . اى عزيز قدر عمر بدان كه هر ساعت او را به تمام دنيا نتوان فروخت و چنين گوهر گرانمايه را به مفت چون توان داد ، صرف او در مباح عين مفت دادن است و مباح كه اين باشد از گناه پرسى ؟ بهائى ( قدس سره ) چه پربها گفته : هر چه بينى در جهان دارد عوض * كاز عوض گردد تو را حاصل غرض بىعوض دانى چه باشد در جهان * عمر باشد عمر ، قدر او بدان در خبر است كه فردا به جهت هر شبانه روزى كه بيست و چهار ساعت است بيست و چهار خزينه آورند . يك در باز كنند پرنور بيند از حسناتى كه در آن ساعت كرده است چندان شاد شود كه اگر شادى او را بر اهل جهنم قسمت كردى از آتش دوزخ بىخبر شدى . و خزينهء ديگر باز كنند سياه و مظلم و گندى عظيم از وى آيد كه همه از وى بينى گيرند و آن ساعت معصيت باشد . چندان ملول و خجل شود كه اگر بر اهل بهشت قسمت كنند بهشت بر ايشان منقّص شود . و يكى ديگر باز كند فارغ و خالى ،